سهم ما ... رضا صادقی

نمي دونم كه تو رو نفرين كنـم يا اين دلم
نمي دونم كه تو حل مشكلي يا مشكلم

بـا تـو عـاشـقــانـه بـودم پـس چـرا
حسرت يه روز عشق موند به دلم

با تو شاهنامه بودم نه يك غــزل
با تو رودخـونـه بودم نه يك قـنات

يـه روزي من و تـو بـوديـم و حالـا
من و تنهايـي و يك عمر خاطرات

تـو رفتـي و سهـم ما سفـر شـد
دل آروم مــا دربــــدر شـــد

ندونستم چرا مرغ عشقم
توي عاشقـي بـي بـال و پـر شـد

توي اين غـربـت پـر هول و هـراس
دارم عيـن ماهيـها جون مي كنم

خستـه ام از تظاهـر بـه سـادگـي
جـاي دنـدون هـزار گـرگ بـه تـنـم

نه كسي مي دونه كه من چي مي خوام
نه خـودم دونـسـتـم عـيـب كـار كـجـاسـت

تـا بـه هـر كـي مـی گـي عـاشـقـي چـيـه
مي گـه بگـذر، عاشقي تـو قصـه هـاست

تـو رفتـي و سهـم ما سفـر شـد
دل آروم مــا دربــــدر شـــد
ندونستم چرا مرغ عشقم
توي عاشقـي بـي بـال و پـر شـد

 




نویسنده مطلب یک عدد محمد تاریخ ارسال مطلب یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٥
کلمات کلیدی

→ صفحه بعدی صفحه قبلی ←
با ما بد کردی ... رضا صادقی

نمی تونـم ببخشمـت ،‌ دور شـو بـرو نبينمت

تيـكـه اي بـودي از دلـم ،‌ گـنديـدي و بريدمـت

هـزار و يك رنگــي بــدون ،‌ دروغ و نيــرنگـي بـدون

واسـه دل عـاشـق مـن ،‌ بـد نامـي و ننگـي بدون

راهمـو كج كـردي عـزيـز ،‌ عشقمـو رد كردي عزيز

خودت ندونستي چي كردي ،‌با ما بد كردي عزيز

يـادت ميـاد گـفتـم بهـت ،‌ اگـه نميشـي مرهـمم

تـو رو خـدا زخمم نشو ،‌ كه تيكه پاره است بدنم

تـو عيـن نـابـاوريـها ،‌ تـو هـم شـدي يـه زخـم نـو

هيچ نميخـوام مثل تـو شم ،‌ از جلوي چشام برو

راهـمـو كـج كـردي عـزيـز ،‌ عشقمو رد كردي عزيز

خودت ندونستي چي كردي ،‌ با ما بد كردي عزيز




نویسنده مطلب یک عدد محمد تاریخ ارسال مطلب جمعه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٥
کلمات کلیدی

→ صفحه بعدی صفحه قبلی ←
عشق اول ... اندی

عشق اولم عشق آخرم

با تـو زندگي شـده باورم

چه شكسته ام بي تو خسته ام

دل پر اميد به تو بسته ام

من كه زندگيمو باختم واسه يه لحظه ديدنت

نزا باز دلـم بسوزه دوباره وقت رفتنت

بي تو دلـم خون می شه اگـه نيايی

تو سينه داغون می شه بگـو كجايي

داد از جدايی

 كوه نور من همه شور من

اي سـتـاره پــر غـرور من

اي پناه من تكيـه گاه من

دل شكسته بي گناه من

من كه زندگيمو باختم واسه يه لحظه ديدنت

نزار باز دلم بسوزه دوباره وقت رفتنت

بي تـو دلـم خـون می شه اگـه نيايي

تو سينه داغـون می شه بگـو كجايي

داد از جدايي




نویسنده مطلب یک عدد محمد تاریخ ارسال مطلب پنجشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٥
کلمات کلیدی

→ صفحه بعدی صفحه قبلی ←
اشکاتو نگه دار ... يگانه

نه . اشکاتو نگه دار ، واسه غروب فـردا ،  يکی به صورت گل ، سيلی ميکوبه فردا

فردا عاشقان پيرو ، رو دوششون ميارن ، اون قامت رشيدو ، کشون کشون ميارن

نه . اشکاتو نگـه دار ، باز محشره گـناهِ ، مهـمـونسـرای بی آب ، باز قتـلـگـاه مـاهِ

نه . جانشين ابليس ، مهمون نوازی اين نيست ، آهای خليفه کفر ، اين حقه بازی اين نيست

طفلکی زخم تاول ، ميسوزونه پاهاشو ، ولی بازم رو پاهاش ، ميخوابونه باباشو

واسـش لالايـی ميـگـه ، بـرای آخـريـن بـار ، بـابـاشـو ســر بريدن ، بابا خدانگـهدار

نـه اشـکـاتو نگـه دار ، باز محشـره گـناهِ ، مهمـونسـرای بی آب ، باز قتلـگـاه مـاهِ

نـه اشـکـاتو نگه دار ، واسه غروب فردا ، يکی به صورت گل ،  سيلی ميکوبه فردا

 

  تا بعد  




نویسنده مطلب یک عدد محمد تاریخ ارسال مطلب شنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٥
کلمات کلیدی

→ صفحه بعدی صفحه قبلی ←
آدم آهنی ... بنيامين

حالـم بــده ، عــشــقــم رفــتــــه نــيـــومـــده

نه سر زده ،نه زنگ زده ،نه کسی جاشو بلده

آدم بـده ، نگـو بـه مـن عـاشـق شـدن نيومـده

آدم بده ، حالـم بـده ، حالـم بـده ، حالـم بـده

آخـه خيلـي وقـتـه ، دلـم بـراي گـريـه لـک زده

قلبي کـه از آهن باشه ، انگـار تـو حبس ابـده

امـشـب درجـه ي تـبـم روي هـزار و سيـصـده

اما شايـد بـه چشم تو اين تب فقط يه عدده

کـاش ببينـم ، کـه اومده دکمـه ي قلبمو زده

کاش بدونه اومدنش براي من زندگيه مجدده

اما شايد مردّده

يا که بودم از اولش ، بـراي اون يه عشق خارج از رده

 

  تا بعد 




نویسنده مطلب یک عدد محمد تاریخ ارسال مطلب شنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٥
کلمات کلیدی

→ صفحه بعدی صفحه قبلی ←
اينم بمونه ... بنيامين

هوا بوی نم گرفته ، دوباره دلم گرفته

صداي گريه ي بارون ، تو خيابون دم گرفته

بـا نگاهـت قلبـمـو ازم گـرفتـی ،  اينم بـمـونـه

بـا غـرورت مـنـو دسـت کــم گـرفتـی ، اينم بمـونـه

گـفتـی کـه قـلبتو پس ميـدم ديـوونه ، اينم بمـونـه

گـفـتـم اين قـلـب توئه پيشت بـمـونه ، اينم بمـونـه

خواستم عاشقت کـنـم گفتـي محاله ، اينم بمـونـه

گفتی که تو هم دلت چه خوش خياله ، اينم بمونـه

مـن مـی گـفـتــم شـب عـشـق بـا ايــن سـيـاهــی

نـداره تـرسـي بـرام وقـتــي تــو مـاهــی

تو ميگفتي آره من ماهم ولی تو اومدی

 آسمونـت رو اشتباهی  ،  اينـم بمـونـه

 

  تا بعد 




نویسنده مطلب یک عدد محمد تاریخ ارسال مطلب چهارشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٥
کلمات کلیدی

→ صفحه بعدی صفحه قبلی ←
 

(( بنام خدا ))

 

خوب از امروز اينجا شعر هايی که در اوقات تنهايی همدم من هستند رو می نويسم

 

 فعلا بای  




نویسنده مطلب یک عدد محمد تاریخ ارسال مطلب چهارشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٥
کلمات کلیدی

→ صفحه بعدی صفحه قبلی ←
  Designed by MyComputer.ir Copyright © 2008