همه رفتن کسی دور و برم نیست

همـه رفتن کسـی دور و بـرم نیست
چنین بی کس شدن درباورم نیست

اگــر ایـن آخـر و ایـن عـاقبت بـود
بجز افسوس هوایی در سرم نیست

همه رفتن کسی با ما نموندش
کـسـی خـط دل مـا رو نخوندش

همــه رفتـن ولـی این دل مـا رو
همونکه فکر نمیکردیم سوزندش

چه حاشا کرده این اندر نخواهش
چـه آیـا زنـده ایـم یـا جـون سپرده

چه حاشا صحبتی حرفی کلامی
چـه جـزو رفتـه هـایـی مـا نمانـده

عجـب بـالـا و پـاییـن داره دنیـا
عجب این روزگار دل سرده با ما

یه روز دورو ورم صدتا رفیق بود
ولــی امـروز ببیـن تنهای تنهام

خیال کردم که این گوشه کنارا
یکــی داره هـوای کــار مــا را

یکی غمگین میون دلسوز ما هست
نـداره آرزو آزار مـا رو

عـجـب بـالا و پایین داره دنیـا
عجب این روزگار دل سرده با ما

یه روز دور و ورم صدتا رفیق بود
ولـی امـروز ببین تنهـای تنهـام

تنهـای تنهـام




نویسنده مطلب یک عدد محمد تاریخ ارسال مطلب دوشنبه ۳٠ امرداد ۱۳۸٥
کلمات کلیدی معین

→ صفحه بعدی صفحه قبلی ←
خالی ...

من ، خالی از عاطفه و خشم
خالی از خویشی و غربت
گیج و مبهوت ، بین بودن و نبودن

عشق ، آخرین همسفر من
مثل تو منو رها کرد
حالا دستام مونده و تنهایی من

ای دریغ از من ، که بیخود مثل تو
گم شدم ، گم شدم تو ظلمت تن

ای دریغ از تو ، که مثل عکس عشق
هنوزم ، داد می زنی تو آیینه ی من

وای ، گریه مون هیچ ، خنده مون هیچ
باخته و برنده مون هیچ
تنها آغوش تو مونده ، غیر از اون هیچ

ای ، ای مثل من تک و تنها
دستامو بگیر که عمر رفت
همه چی تویی ، زمین و آسمون هیچ

در تو می بینم ، همه بود و نبود
بیا پر کن ، منو ای خورشید دلسرد

بی تو می میرم ، مثل قلب چراغ
نور تو بودی ، کی منو از تو جدا کرد




نویسنده مطلب یک عدد محمد تاریخ ارسال مطلب یکشنبه ٢٢ امرداد ۱۳۸٥
کلمات کلیدی ابی

→ صفحه بعدی صفحه قبلی ←
دل و دشنه

آخ که چه ساده خواستمت

روی چشام می ذاشتمـت

دشنـه شـدی به جون مـن

گـفـتـی نمی شنـاسـمت

آخ چه بهـونــه گیـر شـدی

مـن کــه نمی شـه باورم

گفتـی هـوای عـشـق تـو

دیـگــه پـریـده از سـرم

مگه نخواستی جون بدم؟

این دل و این دشنه ی تو

تـمـوم کـن ایـن وصـیـت و

بـذار بشـم خراب تـو

بـه آبـروی دل قـسـم

تن بـه قضا داده منم

ببخش که با حقارتم

حوصله ات و سر می برم

ببخش که ساده میشکنم

تـو دستـای نـازک بـاد

آخه همیشه باختن و

جز تو کسی یادم نداد

جز تو کسی یادم نداد

 




نویسنده مطلب یک عدد محمد تاریخ ارسال مطلب پنجشنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٥
کلمات کلیدی سعید شهروز

→ صفحه بعدی صفحه قبلی ←
لحظه هارو باتو بودن

 

لحظه‌ها رو باتو بودن، در نگاه تو شکفتن

حس عشقو در تودیدن، مثل رویای تو خوابه

باتو رفتن، باتوموندن، مث قصه تورو خوندن

تا همیشه تورو خواستن، مثل تشنگیه آبه

اگه چشمات منومیخواست

تو نگاه تومیمردم

اگه دستات مال من بود

جون به دستات میسپردم

اگه اسممو میخوندی، دیگه از یاد نمیبردم

اگه بامن تو میموندی، همه دنیا رو میبردم

بی‌تو اما سرسپردن

بی‌تو و عشق تو بودن

تو غبار جاده موندن

بی‌تو خوب من، محاله

بی‌تو حتی زنده بودن، بی‌هدف نفس کشیدن

تا ابد تورو ندیدن، واسه من رنج و غذابه

توی آسمون عشقم

غیرتو پرنده‌ای نیست

روی خاموشیه لبهام

جز تو اسم دیگه‌ای نیست

توی قلب من عزیزم، هیچ‌کسی جایی نداره

دل عاشقم بجز تو، هیچ‌کسی رو دوست نداره

 




نویسنده مطلب یک عدد محمد تاریخ ارسال مطلب چهارشنبه ٤ امرداد ۱۳۸٥
کلمات کلیدی معین

→ صفحه بعدی صفحه قبلی ←
  Designed by MyComputer.ir Copyright © 2008