آدم آهنی ... بنيامين

حالـم بــده ، عــشــقــم رفــتــــه نــيـــومـــده

نه سر زده ،نه زنگ زده ،نه کسی جاشو بلده

آدم بـده ، نگـو بـه مـن عـاشـق شـدن نيومـده

آدم بده ، حالـم بـده ، حالـم بـده ، حالـم بـده

آخـه خيلـي وقـتـه ، دلـم بـراي گـريـه لـک زده

قلبي کـه از آهن باشه ، انگـار تـو حبس ابـده

امـشـب درجـه ي تـبـم روي هـزار و سيـصـده

اما شايـد بـه چشم تو اين تب فقط يه عدده

کـاش ببينـم ، کـه اومده دکمـه ي قلبمو زده

کاش بدونه اومدنش براي من زندگيه مجدده

اما شايد مردّده

يا که بودم از اولش ، بـراي اون يه عشق خارج از رده

 

  تا بعد 




نویسنده مطلب یک عدد محمد تاریخ ارسال مطلب شنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٥
کلمات کلیدی

→ صفحه بعدی صفحه قبلی ←
  Designed by MyComputer.ir Copyright © 2008