پوست شیر

قلب تو قلب پرنده، پوستت اما پوست شیر

زندون تنو رها کن، ای پرنده پر بگیر

اون ور جنگل تن سبز، پشت دشت سر به دامن

اونور روزای تاریک، پشت این شبای روشن

برای باور بودن، جایی باید، باشه باید

برای لمس تن عشق، کسی باید، باشه باید

که سر خستگیاتو بروی سینه بگیره

برای دلواپسی هات،

واسه سادگیت ... بمیــــــــره...

حرف تنهایی قدیمی، اما تلخ و سینه سوزه

اولین و آخرین حرف، حرف هر روز و هنوزه

تنهایی شاید یه راهه، راهیه تا بی‌نهایت

قصه همیشه تکرار، هجرت و هجرت و هجرت

اما تواین راه که همراه ،

جز هجوم خار و خس نیست

کسی شاید باشه شاید،

 کسی که دستاش قفس نیست

 

/ 7 نظر / 12 بازدید
·´¯`·-» QuieT «-·´¯`·

وقتی که تنگ غروب کنج اتاقم میشینم خاطره‌های رفته رو تو قاب آینه میبینم همه رفتن از کنارم بی کسی یارم شده از دو روز زندگی یه دنیا غم بارم شده .... فریدا

جريان زنده

سلام دوست عزیز: من آپ شدم. در ضمن یک خبر جانانه هم دارم. منتظرت هستم.

سعیده

سلام زیبا بود خسته نباشی به منم سر بزن

يوسف

سلام زيبا بود پيروز موفق و پايدار باشيد

شبرو

ممد آقا سلام و سر زدم و صفا کردم سری به ما بزن حق نگهدارتhttp://divanvafa.persianblog.ir/