خالی ...

من ، خالی از عاطفه و خشم
خالی از خویشی و غربت
گیج و مبهوت ، بین بودن و نبودن

عشق ، آخرین همسفر من
مثل تو منو رها کرد
حالا دستام مونده و تنهایی من

ای دریغ از من ، که بیخود مثل تو
گم شدم ، گم شدم تو ظلمت تن

ای دریغ از تو ، که مثل عکس عشق
هنوزم ، داد می زنی تو آیینه ی من

وای ، گریه مون هیچ ، خنده مون هیچ
باخته و برنده مون هیچ
تنها آغوش تو مونده ، غیر از اون هیچ

ای ، ای مثل من تک و تنها
دستامو بگیر که عمر رفت
همه چی تویی ، زمین و آسمون هیچ

در تو می بینم ، همه بود و نبود
بیا پر کن ، منو ای خورشید دلسرد

بی تو می میرم ، مثل قلب چراغ
نور تو بودی ، کی منو از تو جدا کرد

/ 9 نظر / 6 بازدید
·´¯`·-» QuieT «-·´¯`·:

من ، خالی از عاطفه و خشم خالی از خویشی و غربت گیج و مبهوت ، بین بودن و نبودن......

ستاره کوچولو و مرد تنهای شب

سلام ... وبلاگ جالبی دارين من هم از ابی خوشم مياد مخصوصا اين شعرشو برای باور بودن کسيب بايد باشه بايد برای لفظ تن عشق کسی شايد باشه شايد موفق باشی پيش ما هم بيا

سام

شايد يه كسي شب ها براي اينكه خواب تورو ببينه به خدا التماس مي كنه ، شايد يه كسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه ، مطمئن باش يه كسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشك مي خوابه ، ولي تو اون رو نمي بيني! پیشم بیا منتظرم

محمد

با عرض سلام وبلاگ جالبی دارین اگه حاضر به تبادل لینک هستین به وبلاگ من سری بزنین.و تو قسمت نظرات بنویسید. پیشاپیش از ورود شما به وبلاگم تشکر میکنم.

اشکان

سلام...اميدوارم حالتوون خووب باشه...وبلاگ جالبي دارين تبريک ميگم...به منم سري بزنين خوشحال ميشم...اميدوارم هميشه و در تمام مراحل زندگيتوون موفق و مويد باشين...و هميشه عاشق...