روزهای دوری - ناجی

می گفتم با خودم دیگه بریدم
دیگه به آخر جاده رسیدم
نفس های ضعیف آخریم بود
فقط غم ، تنهایی ............

تموم لحظـه هام حسرت و افسوس
منو بغض و شب و سوسوی فانوس
تـو وقتی کـه همه تنهام گذاشتن
دلم کندن زجا ، پا روش گذاشتن

تو روزایی همه دوری و دوری
هزار سال خستگی ، عمری صبوری
روزی که حتی سایه ام دشمنم بود
تو لحظه ای که وقت مردنم بود

یکی پیدا شد و قفس رو وا کرد
تو اوج بی صدایی ها ، صدا کرد
یکی اومد که دوست داشتن می فهمید
منو از اون منه ، مرده جدا کرد

نمی خوام که بره هیچ وقت زدستم
فقط اون میدونست که خیلی خسته ام
همه گلدونا رو دوباره جون داد
گلای بی زبون رو باز زبون داد

تو روزایی که وقت مردنم بود
روزای تلخ حسـرت خوردنم بود
تـو وقتی کـه نفس یـاری نمی کرد
همش اشک و همش رنج و همش درد

/ 20 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
armon

متن زیبایی بود. به من سر بزنی خوشحال می شم موفق باشی

آيـــه هــای جــنــون (دیوونه - خدا)

دینگ دینگ دینگ! اين يک انتقاد است! «من عاشق بی قایق» بلاگ جالبی نيست! لايريک ترانه ها ديگه واسه خودش سايت داره... مثلا ايران سانگ iransong.com... تنها جالبيه اینجا فريداست که... مگه بت نگفته بودم بی تو روزگار من تيره و تاره حالا يادگار من بعده سفر کردنه تو طناب داره...

سام و لعيا

سلام دوست عزیز مثل همیشه زیبا و عالی بود پیش ما هم که دیگه نمیای

حامد

کم فعاليت شدی چقدر اين پستت چقدر قديميه ؟

حامد

ولی تبريک می گم سليقه ات خوبه شعرا و اهنگای قشنگی انتخاب می کنی موفق باشی

زيبا

سلام بفرمایید .... میای وبلاگم برام گل بیاریا چرا قیافه ات برام آَشناست؟؟؟

کدخدا

سلام خوبيييييييييييييييييييييييييييييييييييييييی ؟ تو بهم سر بزنی بهم سر نزنی بيايی نيايی ميخوامت خراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااباتی